هدیه بنیاد آموزش مجازی ایرانیان: ۷۰٪ تخفیف در اولین ثبت نام از سایت (کد تخفیف gift)
0
021284284

مقاله مدیریت اجرایی EMBA

اقتصاد مديريت :
تعريف اقتصاد مديريت : كاربرد نظريه ها و روش هاي اقتصادي در بازرگاني و تعهدات اداري .
در فرآيند يا حذف بهترين عمل يا تصميم گيري ، مديران از ابزار مهيا شده توسط اقتصاد مديريت كمك مي گيرند . در اقتصاد مديريت فرض مي شود كه هدف اصلي مديريت حداكثر كردن ارزش بنگاه است .
وجود عدم اطمينان در مسائل تصميمات مديريتي و مخاطره (ريسك) توام با آن باعث مي شود كه مفهموم مخاطره و تحليل هاي مربوط به آن در اقشار مديريت مورد بحث قرار گيرد .
تفاوت اقتصاد مديريت با اقتصاد خرد : اقتصاد خرد به مقدار زيادي تشريحي است . يعني سعي آن تشريح چگونگي كاركرد اقتصاد است ، اقتصاد مديريت عمدتا تجويزي است . براي رسيدن به هدف خاصي سعي در ايجاد مقررات و تكنيكهايي مي كند .
گام هاي فرآيند تصميم گيري :
گام اول : مشخص كردن اهداف
گام دوم : تعريف مسائل
گام سوم : مشخص كردن راه حل هاي ممكن
گام چهارم : انتخاب بهترين راه حل ممكن
گام پنجم : اجراي تصميم
ارزش بنگاه : ارزش بنگاه را ارزش فعلي جريان نقدي انتظاري آن در آينده تعريف مي كنند .
سود چيست ؟ سود عبارتست از تفاوت بين درآمد كل و هزينه كل .
سود حسابداري يا بازرگاني : در واقع همان سود ثبت شده در يك بنگاه اقتصادي مي باشد .
سود اقتصادي : عبارتست از سود حسابداري يا بازرگاني منهاي هزينه هاي غير صريح (هزينه هاي فرصت از دست رفته در بنگاه)
 
نقش بنگاه هاي اقتصادي در جامعه :
1- كمك آنها به افزايش سطح رفاه جامعه
2- ارتباط مستقيم با رفاه اجتماعي
 
عوامل مؤثر بر قيمت ، مقدار و ارتباط بين آنها در يك بنگاه عبارتند از :
1- انتخاب توليداتي كه توسط بنگاه طراحي ، توليد و فروخته مي شود .                      2- سياست هاي تبليغاتي
3- روش هاي قيمت گذاري                                                                                      4- وضعيت عمومي اقتصاد
5- طبيعت رقابت موجود در بازار
 
عوامل مؤثر بر هزينه كل يك بنگاه عبارتند از:
1- قيمت عوامل توليد               2- وضعيت عرضه عوامل توليد                   3- سياست هاي مختلف توليد
4- گزينه هاي فني                  5- امكانات نهاده اي
 
ريسك در تحليل اقتصادي :
ريسك به معني احتمال وقوع واقعه اي ناخواسته است و يا خطر بالقوه اي تعريف مي شود كه زيانبار است و اين زيانبار بودن به معني متضرر شدن است . به معنا ي ديگر ريسك را احتمال وقوع واقعه اي ناخواسته نيز مي گويند . هر چه احتمال وقوع آن بيشتر باشد شانس بيشتر و هر چه احتمال وقوع نتيجه ناخواسته محتمل تر باشد تصميم مخاطره آميز تر خواهد بود.
پاداش خطر احتمالي :
تفاوت بين نرخ بازده انتظاري يك سرمايه گذاري به مخاطره و يك سرمايه گذاري بدون خطر پاداش خطر احتمالي سرمايه گذاري پر مخاطره خوانده مي شود .
 
مهمترين عامل تعيين كننده سود آوري يك بنگاه تقاضا براي كالاهاي آن است . يك بنگاه بايد اطلاعات مناسبي از تقاضا براي توليداتش داشته باشد تا بتواند تصميمات مؤثري در برنامه ريزي بلند مدت و تصميمات عملياتي كوتاه مدت بگيرد .
 
عوامل تعيين كننده تقاضاي انفرادي عبارتست از :
1- قيمت كالاهاي مورد نظر                                                                         2- قيمت كالاهاي مرتبط
3- درآمد مصرف كننده                                                                              4- سليقه و ترجيحات مصرف كننده
 
كالاهاي كم كنش : كالاهايي كه تغيير بزرگي در قيمت آنها منجر به تغيير كوچكي در مقدار تقاضاي آنها مي شود .
كالاهاي پر كشش : كالاهايي كه تغيير كوچكي در قيمت آنها منجر به تغيير بزرگي در مقدار تقاضاي آنها مي شود .
 
چند نكته :

  • در مقاديري كه تقاضا با كشش است درآمد نهايي مثبت است .
  • در مقاديري كه تقاضا كم كشش است درآمد نهايي منفي است .
  • در مقاديري كه تقاضا داراي كشش واحد است درآمد نهايي صفر است .
  • اگر محصولي داراي تعداد زيادي جانشين نزديك باشد . تقاضا براي آن كالا پر كشش خواهد بود . زيرا اگر قيمت آن كالا افزايش يابد ، تعداد زيادي از خريداران به كالاهاي جانشين آن رجوع خواهند كرد . همچنين اگر قيمت آن كاهش يابد ، تعداد زيادي از خريداران كالاهاي جانشين آن به خريد اين كالا روي مي آورند .

عوامل تعيين كننده كشش تقاضا براي كالا :
1- تعداد نزديكي كالاهاي جانشين و در دسترس بودن آنها
2- اهميت آن كالا در بودجه مصرف كنندگان
3- طول دوره اي از زماني كه تابع تقاضا شكل مي گيرد
 
مديريت تكنولوژي و نوآوري :
تعريف مديريت تكنولوژي : زمينه اي است كه مهندس و علوم را با علم مديريت و اداره بنگاه در جهت دستيابي به اهداف بنگاه مرتبط مي سازد .
 
سطوح سيستم جامع مديريت تكنولوژي :
سطح اول : فرآيند اصلي كسب و كار : در اين فرآيند ورودي هاي دستگاه (داده ها) توسط چهار عامل اصلي (سخت افزار ، اطلاعات افزار و سازمان افزار ) به خروجي يا ستانده ها كه همان محصول يا خدمات مورد نظر است تبديل مي گردند .
سطح دوم : سطح فعاليت هاي اصلي مديريت تكنولوژي : در اين سطح بنگاه بايستي قادر به جذب و بهبود تكنولوژي كسب شده باشد تا بدين وسيله هنگام با تحولات محيطي رقابت پذيري خود را حفظ نمايد . در واقع خروجي اين سطح مي تواند انتخاب ، ارزيابي ،شناخت ،جذب ، بهبود و كسب باشد .
سطح سوم : سطح توانمندي سازي درون سازماني : در اين سطح برخي عوامل كليدي كه محيط سازمان را براي فعاليت هاي تكنولوژيك تحت تأثير قرار مي دهند ، مورد توجه قرار گرفته است . اين عوامل شامل : تكنولوژي ، يادگيري و دانش سازماني ، نوآوري ،تحقيق و توسعه و مهارت هاي مذاكره و عقد قرارداد هاي انتقال تكنولوژي هستند .
سطح چهارم : توانمندي سازي هاي سطح ملي : در اين سطح چهار محدوده نقش مهمي در تحولات تكنولوژيك ايفا مي كنند كه عبارتند از : سياست هاي اقتصادي در سطح ملي ، آموزش و وجود افرادئ آموزش ديده در كشور ،سيستم نوآوري در سطح ملي ، تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات (فاوا)
سطح پنجم : سطح توانمندي سازي هاي جهاني : امروزه توسعه تكنولوژيهاي ارتباطي و اطلاعاتي باعث شده كه فرآيند جهاني شدن محدود به ارتباط بين دولت ها و شركت ها بوده و در فضاي مجازي فعلي افراد بدون توجه به مكان ، نژاد و با يكديگر در ارتباط قرار گيرند .
 
تعريفي ديگر از تكنولوژي : تكنولوژي را از طريق نتيجه و از آن به فعاليت ها توصيف مي كنند . در اين چارچوب تكنولوژي به عنوان عامل اصلي و غالبا بعنوان تنها عامل تلقي مي شود كه :
 
الف) باعث ايجاد تمايز در محصول مي شود
ب) باعث كاهش هزينه ها مي شود
ج) موجب ايجاد فرصت هاي جديد كسب و كار مي شود
د) موجب تسهيل يا پشتيباني تغييرات يك در فعاليت بنگاه ها مي شود .
 
تعريف تكنولوژي از ديدگاه مركز مطالعات انتقال تكنولوژي آسيا و اقيانوس آرام (Apctt) :
در اين ديدگاه تكنولوژي از چهار جزء تشكيل شده است : 1- تكنولوژي ماشين آلات و تجهيزات (ماشين افزار)
2- نيروي انساني جهت توليد محصول و يا ارائه خدمات ،استفاده از ماشين آلات و تجهيزات در اختيار (انسان افزار)
3- داشتن اطلاعات ، دستور العمل ها ، استاندارد ها و رويه هاي كاري جهت فعاليت و انجام كار نيروي انساني (اطلاعات افزار)
4- سازماندهي و مديريت امور كسب و كار (سازمان افزار)
طبقه بندي تكنولوژي از ديدگاه شركت آرنور دي لينل :
1- تكنولوژي پايه : تكنولوژيي است كه براي بنگاه ضروري بوده ولي مزيت رقابتي اصلي بنگاه از آن حاصل نمي شود
3- تكنولوژي كليدي : تكنولوژيي است كه مزيت رقابتي اصلي بنگاهع از آنها حاصل مي شود
3- تكنولوژي پيشگام : كه مراحل تحقيق و توسعه را پشت سر گذاشته و به تدريج در حال تجاري شدن است
4- تكنولوژي در حال ظهور : تكنولوژي است كه در مرحله تحقيق و توسعه هستند
خطر پذيري بالا ،دست آورد زياد – خطر پذيري ،دست آورد كم :
 
طبقه بندي شركت ها از بعد استفاده از تكنولوژي :
1- رهبران تكنولوژي : اين گروه شركت ها هزينه هاي زيادي بابت تحقيق و توسعه بازار داده اند. آنها خطر پذيري زيادي انجام داده و توقع دارند كه دست آورد خوبي در بازار داشته باشد . آنها همزمان تركيبي از چند تكنولوژي و محصولات را در دستور كار خود قرار مي دهند . مانند شركت سوني (خطر پذيري زياد)
2- دنباله روان تكنولوژي : مانند شركت LBM
3- بهره برداران از تكنولوژي : در حاشيه امن قرار دارند و از تكنولوژي بالغ شده بهره برداري مي كنند .
4- تداوم بخشان تكنولوژي : اين گروه در موقعيت تكنولوژي ضعيفي به سر مي برند .
 
تعريف جامع مديريت تكنولوژي : زمينه اي است كه ضمن ايجاد ارتباط بين علوم و مهندسي از يك طرف و علم اداري كسب و كار از طرف ديگر ، به فعاليت هاي مربوط به شناسايي ، ارزيابي ،انتخاب ، كسب ، جذب و بهبود تكنولوژي متناسب با اهداف كسب و كار مي پردازد . اين فعاليت ها در سايه تدوين استراتژي تكنولوژي ، اسجاد فضاي نوآورانه كه در آن بنگاه به فعاليت هاي تحقيق و توسعه پرداخته و توانايي مذاكره و انعقاد قرارداد هاي انتقال تكنولوژي را داشته باشد در فضاي جهاني شكل ميگيرد .
مكاتب فكري مديريت تكنولوژي :
1- مكتب مديريت تحقيق و توسعه
2- مكتب مديريت نوآوري
3- مكتب مديريت برنامه ريزي تكنولوژي
4- مكتب مدريريت استراتژيك تكنولوژي
 
پايه هاي رقابت بنگاه هاي اقتصادي :
– تنوع بيشتر                                                 – تحويل سريعتر
– پذيرش سلائق مشتري                                 – خدمات بهتر
– تغيير مدل                                                 – طراحي پيشرفته تر
– كيفيت برتر
 
نقش عوامل غير قيمتي در پايه هاي رقابتي بنگاه هاي اقتصادي :
– طراحي بر اساس نظرات مشتريان
– كيفيت مطمئن
– اطمينان از كاركرد
– تحويل به موقع
– خدمات پس از فروش
 
اصول شش گانه شدن (جامعه) صنفي (ديدگاه آلوين تافلر)
همسان سازي – تخصصي كردن – همزماني – تراكم – بيشينه سازي – تمركز
امروزه فضاي پر تحول تكنولوژي به ويژه تكنولوژي هاي جديد ، فعاليت بنگاه هاي اقتصادي را به طور عميقي تحت تأثير قرار داده است .در چنين فضايي مديريت تكنولوژي در سطح بنگاه هاي اقتصادي از اهميت چشمگيري برخوردار گرديده است . در رأس تحولات تكنولوژيك مي توان از تكنولوژي مواد ، بيوتكنولوژي ،نانوتكنولوژي و تكنولوژي اطلاعات نام برد .
در فضاي كنوني تكنولوژي به عنوان اصلي ترين عامل رقابت پذيري بنگاه درآمده است و ديگر نميتوان استراتژي بنگاه و يا استراتژي كسب و كار را مقوله اي مجزا از تكنولوژي دانست
مديريت بايد بتواند استراتژي تكنولوژي و استراتژي كسب و كار خود را به خوبي هماهنگ كند تا بتواند كاملا بر تحقق اهداف و آرمان هايش متمركز شود. در واقع پايه ميان مديران تكنولوژي و مديران كسب و كار بنگاه درك متقابل و توافقي جامع و حاكم است .(ميشل 1992)
 
استراتژي تكنولوژي :تصميم گيري متعهدانه در مورد تكنولوژي هاي مورد نظر بنگاه در چارچوب استراتژي كسب و كار بنگاه است .زيرا بنگاه هايي كه از استراتژي متمركز و همگن در زمينه تغييرات تكنولوژيك بهره مي برند ،احتمال موفقيت آنها در جهت دستيابي به مزيت رقابتي بيشتر است .
نيروي ديگري كه بنگاه ها را به سوي رويكرد استراتژيك در زمينه تغييرات تكنولوژيك سوق مي دهد ميزان در حال افزايش رقبا و تغيير مياني رقابت است و ديگر نمي توان صرفا به عرضه توليدات و خدماتي بسنده كرد كه مبناي قيمت را براي رقابت برگزيده اند . چون مبناي رقابت به عوامل غير قيمتي از قبيل : طراحي ،كيفيت ، تحويل ،‌خدمات و مشتري گرايي تقسيم شده اند .
استراتژي تكنولوژي بنگاه بر اساس قابليت محوري آن شكل مي گيرد . كه اين ويژگي همان نقطه قوت داخلي است كه استراتژي بروي آن بنا مي شود . مثلا ساخت محصول يا خدماتي كه براي مشتريان ارزش منحصر به فردي داسته باشد يك قابليت فني محوري است .
ممكن است قابليت محوري بنگاه در بازاريابي و توان آن در دسترسي و ارائه خدمات منحصر به فرد به بازار باشد .
تعريف قابليت هاي محوري :
مجموعه اي از دانش ، مهارت و تكنولوژي هايي است كه سازمان از آنها براي ايجاد ارزش براي مشتريان استفاده مي كند . اين همان چيزي است كه توان رقابتي شركت را تعيين مي كند . در واقع هر شركتي مي تواند با تبديل شدن به سازماني يادگيرنده توانايي رقابتي خود را افزايش دهد .اين يعني يادگيري مداوم و ايجاد توانمندي هاي كه اولا : به آساني توسط رقبا قابل تقليد نباشد و نهايتا : محصولات و خدمات جديدي را فراهم آورد و بدين وسيله مزيت هزينه اي و ارزش براي مشتريان خود فراهم آورد .
 
وجود اصل استراتژي تكنولوژي :
1- تجزيه و تحليل استراتژيك : ما چه كار مي توانيم بكنيم و چرا ؟
2- انتخاب استراتژيك : ما چه كاري را مي خواهيم انجام دهيم و چرا ؟
3- برنامه ريزي استراتژيك : چگونه مي خواهيم گزينه هاي مورد نظر را به صورت موقتي به مرحله اجرا در آوريم ؟
 
مزيت رقابتي بنگاه : مزيت رقابتي حاصل تجهيز محموعه اي از قابليت هاي داخلي و بيروني بنگاه است كه تقليد از آن براي سايرين دشوار باشد .
سه روش مهم تناسب سازي بين آنچه كه قصد انجام آن را داريم و قابليت هاي موجود به شرح ذيل است :
1- روش جدول محصول فرايند             2- روش مهمترين قابليت               3- مدل نقشه پرونده تكنولوژي
 
گام هاي اصلي جهت مهمترين قابليت دستيابي به گزينه هاي تكنولوژي جديد بنگاه :
اول :مشخص كنيم كه قابليت هاي محوري تكنولوژي بنگاه كدامند . مثلا بنگاه در اين زمينه چه دانشي دارد كه بقيه ندارند .
دوم : مشخص كنيم كه قابليت هاي موجود چگونه منجر به ارائه فرآيند ها و محصولات جديد مي شود .
سوم : مشخص كنيم چه چيزي به بازار عرضه كنيم و بدنبال فضاهايي باشيم كه منجر به توليد محصول جديد مي شود .
تقسيم بندي تكنولوژي هاي جديد :
1- عمومي و پايه اي       2- مالكيتي     3- پيشگام         4- در حال ظهور
 
فرآيند انتخاب استراتژيك با استفاده از جدول تصميم گيري :
گام اول : كليه گزينه هايي كه مي تواند به مزيت رقابتي كمك كند را فهرست مي كنيم
گام دوم : كليه معيار هايي كه براي كنترل گزينه ها تعريف كرده ايم را مي آوريم .
گام سوم : برآورد هزينه هاي پياده سازي و منافع حاصل از آن
كه به طور خلاصه عبارتند از : سازگاري با استراتژي –   سازگاري با پايه هاي قابليت – امكان پياده سازي پيش بيني هزينه ها – پيش بيني منافع
 
چهار استراتژي عمومي پورتر :
1- رهبري هزينه       2- تمايز محصول       3 – تمركز هزينه           4 تمايز هزينه
 
تدوين استراتژي مدل پورتر :
1- مشخص كردن كليه ي تكنولوژي هاي اصلي و زير تكنولوژي هاي مرتبط با زنجيره ارزش كسب و كار
2- ارزيابي محيط از نظر تكنولوژي هاي مشخص شده در حيطه فعاليت كسب و كار و ساير فعاليت هاي بخش ها
3- تحليل و مشخص كردن سير تحولات تكنولوژي هاي مشخص شده
4- تعيين تكنولوژي هايي كه بيشترين مزيت رقابتي را براي كسب و كار ايجاد مي كنند .
5- ارزيابي محيط دروني كسب و كار در جهت تعيين ميزان آمادگي كسب و كار براي پذيرش تغييرات تكنولوژي
6- تهيه فهرستي از تكنولوژي هاي مورد نظر كسب و كار كه كسب و كار توانايي خلق يا خريد آنها را دارد
7- ادغام كردن تكنولوژي هاي مشخص شده در كسب و كار هاي مختلف تحت پوشش بنگه به منظور مشخص كردن استراتژي تكنولوژي بنگاه
 
تدوين استراتژي تكنولوژي مدل ريك و ديكسون :
1- ترسيم افق دور دست (چشم انداز دراز مدت) 20 سال به بالا
2- پيش بيني صنعت (رقبا به كجا مي روند و ما مي خواهيم به كجا برويم) 20-10 سال
3- تعيين موقعيت تكنولوژي در محيط و درون بنگاه (تكنولوژي هاي محوري)10 – 5 سال
4- تعيين امكان دسترسي به تكنولوژي (كسب تكنولوژي) 5-2 سال
5- بكارگيري تكنولوژي (استفاده مؤثر از تكنولوژي كسب شده) 2-1 سال
6- مديريت تكنولوژي (مديريت استفاده و بهبود مستمر تكنولوژي) 1 سال
 
تدوين استراتژي تكنولوژي مدل آرتور دي لمتل :
1- شناخت پايه هاي رقابتي بنگاه (عواملي از قبيل : عملكرد محصول ، قيمت ، كيفيت ، قابليت اطمينان ،مشتري گرايي ،خدمات پس از فروش ،در دسترس بودن و تحويل به موقع)
2- تعيين عوامل كليدي موفقيت
3- تعيين تكنولوژي هاي مرتبط (تكنولوژي هاي پايه – تكنولوژي هاي كليدي – تكنولوژي هاي پيشگام – تكنولوژي هاي در حال ظهور)
 
نتيجه و جمع بندي :
– و هماهنگي استراتژي كسب وكار و استراتژي تكنولوژي رمز موفقيت بسيار از بنگاه ها بوده است
– قابليت هاب محوري تكنولوژي درون بنگاه نيز بايد مورد توجه قرار گيرد
– شناخت تفاوت بين تكنولوژي هاي مختلف در رقابت پذيري بنگاه حائز اهميت است
– مقوله استراتژي تكنولوژي فرآيندي است كه از يك طرف موراد تكنيكي كسب و كار بنگاه داشته و از طرف ديگر مستلزم بهره گيري از خرد مديريتي در بنگاه است .
 
مسائل جاري مديريت اجرائي :
با توجه به افزايش سرعت تغيير در دنياي كنوني سازمان ها هم نيازمند رويكرد ها و پارادايم هاي نو مي باشند . با توجه به جهاني شدن و جامعه اي دانش محور و شبكه اي نيازمند نگاه جديدي به دنياي پيش رو هستيم كه اين نگاه مار را براي تغيير در سازمان غير فعلي و دائما در حال تغيير آماده مي كند
 
سازمان : گروهي سازمان يافته از افراد با يك هدف مشخص مثل دولت و سازمان هاي كسب و كار رويكرد هاي مختلف به سازمان :

  • رويكرد فرآيندي : تمركز روي هدفي مشخص
  • رويكرد كاركردي : مانند سازمان هاي كسب و كار يا غير انتفاعي
  • رويكرد نهادي : دريافت اجتماعي در نظر گرفته مي شود

 
مديريت علمي تيلور :بدانيد دقيقا از كاركنان چه مي خواهيد آنگاه خواهيد ديد كه آنها چگونه به بهترين و ارزانترين شكل آن را انجام مي دهند . برخي اصول تيلور عبارتند از :
1- تأكييد بر آموزش و تعليم كاركنان
2- همكاري بين مديريت و كاركنان براي اطمينان از اجراي اصول
3- تقسيم كار مساوي بين مديران و كاركنان
تعاريف سازمان ياد گيرنده :
1- به گروهي گفته مي شود كه به طور مستمر در پي افزايش قابليت هاي خود براي خلق چيز هايي است كه مي خواهد ايجاد كند . روش هاي يادگيري عبارتند از : مهرات فردي ، يادگيري تيمي ، تفكر سيستمي ، بصيرت مشترك و مدل هاي ذهني
2- سازماني است كه با قدرت ياد مي گيرد و دائما خودش را به نحوي تغيير مي دهد كه بتواند با هدف موقعيت مجموعه سازمان به نحو يهتري اطلاعات را جمع آوري كند
3- سازماني است كه با ايجاد ساختار ها و استراتژي ها به ارتقاي يادگيري سازماني كمك كند
 
راهبردهايي براي خلق سازمان يادگيرنده :
1- شناخت هدف
2- وجود رهبران انديشمند
3- وجود كاركنان يادگيرنده و خلاق
4- تفويض اختيار به كاركنان و آموزش آنها
5- مشاركت كامل در اطلاعات
6- برخورداري از الگويي پوينده
7- به كارگيري علم و تجربه
 
(نكات)
در سازمان هاي يادگيرنده ، افراد بايد به توانايي خود وقوف كامل داشته باشد وآنها را توسعه و بهبود بخشد .
زيرا هر فردي كه توانايي خود را بشناسد آن را درمسير توسعه و بهبود قرار مي دهد و در صورت دائم فراگير و خلاف مي شود .
آموزش كاركنان براي درك نوع فعاليت ها و تفويض اختيار در خصوص تصميم گيري باعث مي شود تا افراد سازمان احساس نوعي مالكيت كنند و از كاكردن در سازمان به خود ببالند
نتيجه و جمع بندي :
– سازمان ها بايد به سمت انعطاف پذيري و عدم تمركز بيشتري حركت كنند .
– بايستي در تقويت خرد و دانش جمعي كوشيده و كاركنان را به سمت دانشي شدن سوق داد .
– تأثيرات فناوري هاي نو ظهور بر سازمان ها را جدي تر گرفته و درباره فرصت ها و تهديد هاي آنها بررسي هاي لازم صورت گيرد .
– نوآوري را فراموش نكرده و كاركنان را تشويق به نوآوري مستمر كرد .
– از فرصت هاي بوجود آمده توسط فناوري اطلاعات و دانش محور براي ارتقاء و سطح دانش سازمان و تحكيم فرهنگ دانشي استفاده كرد.
 
سازمان هاي استراتژي محور :
سازمان ها مضمون مورد نظر خود را از منظر مشتري به صورت زير انتخاب مي كنند :
1- برتري عملياتي                                       2- رهبري محصول
3- صميميت با مشتري (رضايت مشتري ،وفاداري مشتري ،سهم بازار ، جذب و نگهداري مشتري)
 
در فرآيند هاي داخلي كسب و كار ،سازمان ها بروي موارد ذيل تأكيد دارند :
– توسعه محصولات و خدمات جديد                             – مهندسي مجدد
– خدمات پس از فروش                                             – ايجاد روابط با تأمين كنندگان مواد اوليه
دارايي هاي نامشهود سازمان ،شامل:
روابط مشتريان ،خدمات و محصولات بديع ،كيفيت بالا ،فرآيند هاي عملياتي پاسخگو ،فناوري اطلاعات ،بانكهاي اطلاعاتي ،توانمندي ،مهارت ،انگيزه كاركنان ،قابليت ها و روابط ايجاد شده بوسيله كاركنان
 
دارايي هاي مشهود سازمان :
روش هاي ارزشيابي و سنجش مالي براي انعكاس سرمايه گذاري در موجوديتها ، اموال ، ماشين آلات و تجهيزات
 
اصول سازمان استراتژي محور شامل زير است :
1- استراتي را به اصطلاحات عملياتي توجيه كنيد
2- سازمان را درجهت استراتژي همسو كنيد
3- استراتژي را كار هر روز هر كس سازيد
4- استراتژي را يك فرآيند مستمر سازيد
5- سازمان را از طريق رهبري مديريت ارشد براي تحول بسيج كنيدژ
 
نكته : اگر سازمان ها بتوانند روي رابطه با مشتري ، بهبود فرآيند ها ،توسعه محصولات جديد و قابليت كاركنان سرمايه گذاري كنند ،خواهند توانست جايگاه خود را در مقايسه با رقبا بهبود بخشند
 
چهار منظر روش ارزيابي متوازن جهت هم افزايي :
1- منظر يادگيري و رشد : به اشتراك گذاري تجربه هاي موفق مثل توسعه قابليت هاي محوري
2- منظر فرآيندهاي داخلي : بهينه سازي فرآيند هاي مشترك صرفه مقياس ، بهاي تمام شده ،سهم بازار
3- منظر مشتري : ايجاد تمركز به مشتري ، رضايت و نگهداري مشتري
4- منظر مالي : بهينه سازي تخصيص سرمايه : ارزش مورد نظر مشتري
دو عنصر از استراتژي سطح كلان شركت توسط معيار هاي ارزيابي سطح شركت :
1- مضامين استراتژيك در سطح يك شركت ،ارزش ها ،اعتقادات و افكاري كه شخصيت يك شركت را منعكس مي سازد
2- نقش شركت :عملياتي كه در سطح شركت انجام مي شود
 
نكته : گاه مي خواهيم استراتژي واقعا براي كاركنان با معني باشد ، اهداف و آرمان هاي فردي بايد با اهداف سازماني در يك راستا قرار گيرد
 
استفاده مديران از بودجه براي فعاليت هاي سازماني به شرح ذيل است :
– برپايي اهداف عملكرد
– تخصيص منابه جهت امكان پذير ساختن تحقق اهداف عملكرد
– ارزابي عملكرد در قياس با اهداف تعيين شده
– بروز رساني اهداف بر اساس اطلاعات جديد كسب شده
 
بودجه سالانه شامل دو جزء است :
1- بودجه استراتژيك جهت اداره كردن برنامه هاي استراتژيك
2- بودجه عملياتي براي اداره كردن كارايي واحد ها ،عمليات و امور اجرايي
 
چهار مضمون استراتژيك در شركت AT8T :
1- كسب و كار جديد و رشد                                                         3- فرآيند هاي كسب و كار
2- توسعه حرفه اي                                                                   4- مديريت استراتژيك
فرآيند هاي استفاده شده جهت آزمون و به روز رساني استراتژي :
1- روش هاي تحليلي : آزمون فرضيه و شبيه سازي پويا
2- امتحان تأثير عدم تداوم عوامل بيروني
3- تشخيص و حمايت از استراتژي هاي خود جوش
 
در سازمان هاي استراتژي محور يك سيستم گزارشگري باز به مراتب بهتر است . گزارشگري باز حول محور روش ارزيابي متوازن ، موجب مي شود سازمان هاي بزرگ از مزيت بزرگي اندازه ي خود براي به اشتراك گذاردن پايگاه هاي اطلاعاتي وسيع در زمينه دانش و تجربه افرادشان سود جويند ،براي تحقق اين امر آنها بايد فرهنگ مشاركت در اطلاعات را ترويج دهند
 
نتيجه : شركت هايي كه با استفاده از روش ارزيابي متوازن مديريت مي شوند داراي مزاياي زير هستند :
1- در رأس هرم سازماني خود كار گروهي بهتري دارند
2- در سراسر سازمان ارتباطات بهتري دارند
3- در كف هرم سازمان خود مديريتي بيشتري دارند
4- همسويي بهتر به نتايج بهتر تبديل شده است
 
مديريت منابع انساني :
1- هدف اجتماعي                                     3- هدف وظيفه اي
2- هدف سازماني                                     4- هدف اختصاصي
تعريف تجزيه شغل : عبارت است از جمع آوري اطلاعات به منظور پي بردن به ماهيت مشاغل در يك سازمان هدف از انجام تجزيه و تحليل تهيه و تنظيم شرح شغل و شرايط احراز مشاغل مي باشد.
معيارهاي سازمان ها براي گزينش افراد :
1- ميعار هاي سازماني :ويژگي هاي لازم براي انجام موفقيت آميز شغل در سازمان
2- معيار هاي اخلاقي : رفتار هاي قابل قبول مانند : اخلاق ، نزاكت ، رعايت حقوق ديگران و…….
3- معيار هاي ارزشي : زير بنايي مي باشد . مانند اعتقاد به زندگي پس از مرگ
 
تعريف انضباط يا ديسيپلين : عبارت است از ايجاد موقعيتي است كه كاركنان يك سازمان ، رفتار خود را با قوانين ، مقررات و استاندارد هاي سازماني هماهنگ مي نمايند .
 
استراتژي هاي اعمال انضباط :
1- روش هاي غير كلامي
2- اخطار شناسي در خلوت
3- اخطار شناسي در برابر ديگران
4- انتشار كتبي بدون درج در پرونده
5- انتشار كتبي با درج در پرونده
6- توبيخ كتبي
7- انفصال موقت با كسر حقوق
8- انتقال به مراكز بد آب و هوا
9- تنزيل درجه يا تغيير شغل
10- تعقيب قانوني و اخراج
نویسنده :ر _سیفی

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *