×

مقالات علمی و آموزشی داستان های باما

گروه نجات باما

گروه نجات باما

یه شخص خیلی محترمی به نام خانم یا آقای ایکس یه عالمه مشکلات زیاد کاری و زندگی داشت. نه اینکه آدم تنبلی باشه ها نه اتفاقا ایشون دقیقن مثل شما آدم پرتلاشی بود اونقد تو کارهاش زیادی تلاش داشت که حتی تلاشش رو به کشورهای مجاور صادر می کرد. یه روز ایشون می خواست بره یه جایی برا همین رفته بود تو فکر. احتمالا هم با تاکسی دربست رفته بود به فکر. دپسرده ی شدید شده بود و دستش زیر چونه اش بود و اونقد افسرده بود که توی کافی شاپی که نشسته بود به جای اسپرسو که مورد علاقه اش بود از افسردگی زیاد یه فنجون دپسرسو سفارش داد. از این ستاره ها و جوجوها دور کله اش می چرخید عینه برنامه کودکا و داشت منفجر می شد. هی با خودش می گفت هم دارم تحصیل می کنم هم دارم کار می کنم خیلی دلم می خواد تو رشته هایی که علاقه دارم به صورت مجازی و غیر حضوری بتونم شرکت کنم و بار دانش خودمو زیاد کنم اونقد بار دانشم زیاد بشه که هروقت بخوام دانشمو جایی ارایه بدم بار دانشمو با یه وانت یا حتی یه کانتینر ببرم و ارایه بدم و مدرک های پایان دوره بگیرم. دیگه اینقد به این مسائل فکر کرد که دیگه تو این آرزوهاش غرق شد دیگه واقعا غرق شد اونقد غرق شد که حتی کوسه ها داشتن می اومدن سمتش بخورنش و اون داشت باز تو افکارش غرق می شد هی داد می زد هلپ می هلپ می. عه نه ببخشید فارسی را پاس بداریم. هی داد می زد کمک! کمک! کمکم کنید. یهو جمعیت صداشو شیندن ریختن دوروبرش اما به جا کمک گوشیاشونو گرفتن دستشون و شروع کردن به فیلم برداری که بزارن تو شبکه های اشتباهی و شیر کنن و لایک بگیرن و اون خانم یا آقای ایکس داشت غرق می شد. اما خداییش دلتون می آد داستان آموزنده ی ما با غرق شدن ایشون تموم بشه؟ تو آخرین لحظه یهو یه شهروند محترمی زنگ زد به شماره ی 021284284 داخلی 2 و از واحد امداد و نجات تقاضای کمک کرد. دیش دیش دارادان در ددن(این موسیقی متن فیلم بود که دیگه اینجا رسیده به اوج هیجان) واحدهای امداد و نجات سریع به موقعیت اعزام شدن و اون شخص غرق شده تو آرزوهاش را با یه جلیقه ی نجات که روش نوشته بود بنیاد آموزش مجازی ایرانیان نجات دادن و اون شخص به زندگی برگشت و به همه آرزوهاش رسید. الانم داره دوره های مورد علاقه اش رو مثه شما ثبت نام می کنه تا مثه شما به همه ی آرزوهاش برسه.